حجر از صحابی مخلص و با وفای رسول خدا(ص) بود و پس از رحلت ایشان پیوسته در كنار علی(ع) و از یاران خاص و علاقه‌مندان وفادار امیرمؤمنان بشمار می‌رفت، بنابراین علاقه او به علی(ع) و جاذبه علی در دل او، مثل سایر علاقه‌ها و مانند سایر جاذبه‌ها نبود، بلكه این پیوند و كشش و رای همه محبت‌ها و پیوندها و عادیبود.

 

نقل شده زمانی كه حُجربن عَدی را برای قتل بردند از او پرسیدند آیا اول خودت را بكشیم یا فرزندت را؟ حجر به قاتل خود گفت: اگر سرِ آن داری كه فرزندم را بكشی او را پیش از من گردن بزن! جلّاد فرزند را گردن زد. به حجر گفتند چرا در داغ فرزندت شتاب كردی؟. گفت: بیم آن داشتم كه چون او برق شمشیر را بر گردن من ببیند،بهراسد و دست از ولایت علی(ع) بردارد و آن‏گاه میان من و او در اقامتگاه جاوید كه خداوند صابران را به آن وعده فرموده جدایی افتد.

 

حجر كه شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگی و پیرو راستین اسلام بود، همه اینها را در وجود علی می دید، و علی كه در زمان خلافت كوتاه مدتش برای استقرار حكومت عادلانه اسلامی نیازمند مردان وارسته و مبارز و حق طلب بود، حجر را عنصری شایسته برای این هدف می دید، به همین دلیل حجر در اخلاص و فداكاری در راه علی به حدی رسیده بود كه در میان یاران علی (ع) نمونه بود.

 

او در هر سه جنگی كه در مدت خلافت امیرمؤمنان (ع) پیش آمد، یعنی جنگ صفین، نهروان، و جمل، در ركاب آن حضرت شمشیر می زد! او در جنگ صفین فرماندهی قبیله خود «كنده» و در جنگ نهروان فرماندهی جناح چپ سپاه علی (ع) را به عهده داشت.